
متن مداحی
نیتی داری اگر سر بسته در سر نذر کن در بساطت هرچه باشد با خود بیاور نذر کن دست خالی پیش ارباب کَرَم رفتن خطاست شاعری باشد، مداد و چند دفتر نذر کن میروی مشهد دل از بند زمینیها بِکَن آسمانی باش گاهی هم کبوتر نذر کن هرکجا کارت به مشکل خورد اهل روضه باش بعد هم یک سفرهی موسی بنِ جعفر نذر کن رشتههای دلهای عاشق پشت این در بستهشد رزق ما از سفرهی موسی بنِ جعفر بسته شد تا خبر آمد غروب از خانه بیرون میزند با هجوم سائلان از صبح مَعبر بسته شد مشت ما را وا نخواهد کرد وقتی از کَرَم مشت مسکین درش با کیسهی زَر بسته شد آنکه از کار پیمبرها گره وا میکند دست و پایش در غُل و زنجیر آخر بسته شد ای خدا آزاد بودن پیشکش این ظلم چیست در قفس حتی پر و بال کبوتر بسته شد یک نفر با تازیانه آمد و در بسته شد تازیانه رفت بالا چشم مادر تار گشت تازیانه خورد بر تن چشم مادر بسته شد آه روی تخت پاره ساق پایش بند نیست بیش از این حرفی ندارم روضهها سربسته شد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.