
متن مداحی
نیزه بالا میره جلو چشم خواهرت تو پیکرت جا میره نیزه بالا میره ضربه ها بدجوری راه نفسو میگیره نیزه بالا میره بمیرم حنجرت با خنجرش درگیره داره میبینه خواهرت نشسته روی پیکرت پیچیده توی قتلگاه (صدای آه مادرت) 2 رو زمین پا نکش آقا روی خاک داغ صحرا جلوی چشای زهرا واویلا یا اباعبدالله حسین حسین.. چقدر جنجاله بدن بیرمقِ تو وسط گوداله چقدر جنجاله تیر دست و پا زدهی زخمی تو پاماله چقدر جنجاله اونطرف دعوا سر گوشواره،خلخاله برای غارت اومدن برا جسارت اومدن با سنگ و نیزه و عصا به قصد قربت اومدن امون از ضربهی آخر امون از کندی خنجر امون از پیکر بی سر حسین... وای عجب بلوایی زینت دوش نبی زیر سم اسبایی وای عجب بلوایی سرِ بردن سرت به پا شده غوغایی وای عجب بلوایی سر غارت حرم به پاشده دعوایی شلوغ دور خیمهها، چه محشری شده به پا گوشوارهها رو میکشند، از َتوی گوش دخترا وای امون از غارت معجر امون از خواهر مصعب امون از اشک یه دختر واویلا واویلا حسین....
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.