
متن مداحی
نیزههای آخرو سنان میزد اگه بیامان میزد، اگه بیامان میزد یه صدای خندهی بلند اومد نفس تو بند اومد، نفس تو بند اومد تا دنیا دنیائه عزیزم قتلگاهو یادم نمیره عریانت کردن زنده زنده آی زینب بمیره هوا رو به غروبه غروبا دلِ آدم تنگه چه غوغائیه گودال سرِ کهنه لباست جنگه **** به تن بی سر تو نگاه کردم رو به قتلگاه کردم، رو به قتلگاه کردم از غمت نمردم اشتباه کردم رو به قتلگاه کردم، رو به قتلگاه کردم نیزه دست و بالت رو بسته خاکِ غم رو چهرت نشسته مثل مادر زخمیه پهلوت ای پهلو شکسته تنت زخم و سرت زخم کدوم زخمِ تو رو باید بست سَر و تشنه بریدن نگفتن که حسینم زنده است
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.