
متن مداحی
نیست بیداری در این خواب زمستانی ما چه مکافاتی شده شبهای هجرانی ما رودها از درد ناشکری به خشکی میرسند خشک شد از معصیت چشمان بارانی ما نیست گرچه بین ما یاد پریشانی او هست آقا دم به دم یاد پریشانی ما یوسف آمد سمت مصرو شد عزیز مردمش کور شد از دوری اش یعقوب کنعانی ما خانهی مارا چه بهتر بیت الاحزانش کنند میزبان وقتی نمی آید به مهمانی ما مثل قرآن قرن ها تنهای تنها مانده است ای مسلمانان چه شد موعود قرآنی ما در پیاش تا کربلا رفتیم و زیر سایهاش از حسین آغاز شد این سیر عرفانی ما با سر برنیزهاش هم از ما دستگیری میکند عالم امکان ندارد مثل قربانی ما
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.