
متن مداحی
نیمه شبه ولی خوابم نمیبره یکی بهم میگه شب شب اخره ببین یتیم شدم یتیم نوازی کن بیا با دخترت دوباره بازی کن گفتی میای منو با خودت میبری باز برا دخترت گوشواره میخری صدای پا میاد نمیبینم بابا انگاری زجره باز میاد سراغ ما نزاشته مو برام هر دفه اومده خسته شده خودش از بس منو زده بوده اغوش تو یک روزی جای من حالا خارا شدن همبازی های من گفتی میای منو با خودت میبری باز برا دخترت گوشواره میخری سنگای کوفه کرد لباس نو تنم این گلای کبود میاد به پیرهنم ؟ یکی میگفت چرا نمیری خونتون ؟ چیزی نذاشت بگم این لک لک لکنت زبون روم نمیشد بگم که یتیمم بابا نگفتم جامونه تو خرابه ها گفتی میای منو با خودت میبری باز برا دخترت گوشواره میخری بابا. بابا. بابا بابا نبودیو ریختن روی سرم بابا بابا بابا بابا درد میکنه اعضای پیکرم دختر شامی دلش چه سنگه میگه نگا عروسکام چقد قشنگه ببین بابامو. بافته موهامو ببین تو دستم النگو هامو وقتی که گِریَت میگیره خندم میگیره دوستام میگن این دختره داره میمیره خارجیه ولش کنید خیلی پیره
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.