
متن مداحی
نیمه ی شب، باد خزون میون خونه ی علی پیچیده سکوت شب، ناتمومه برای فاطمه ی قد خمیده بیداره حیدر تا سحر با اضطراب و دلهره مسافرش شاید بخواد که امشب از دنیا بره بالاخره مییاد اون شب که فاطمه پیش خدا میره شبای مدینه دلگیره علی دیگه داره میمیره *** شب تا سحر، میگه علی فاطمه جان پاشو بازم دعاکن فاطمه جان، فاطمه جان چشاتو واکن و به من نگا کن نمیتونی حتی دیگه بغل بگیری زینبو شبیه دیشب، باز باید دووم بیاری امشبو صدا کن علی رو وقتی که دیگه سفر تو نزدیکه تو ماه شبای من هستی خونه بدون تو تاریکه شبای مدینه دلگیره علی دیگه داره میمیره *** اذون صبح، تا میرسه فاطمه دنبال صدا میگرده ولی علی با چش خیس دوباره دنبال دوا میگرده بهای این شبهای سرد چشای سرخ حیدره ولی دلش خون که این شاید نماز آخره چه نیمه شبای سنگینی طلوع سحرغمگینی رها نمیکنه زهرا رو دردی که نداره تسکینی شبای مدینه دلگیره علی دیگه داره میمیره
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.