
متن مداحی
هر آن ورق که بهنام تو نیست پاره کنم نه مشورت، نه تعلّل، نه استخاره کنم حدود وصف تو را میتوان شمرد آری ستارگان خدا را اگر شماره کنم رسیده شعر به لا یُدرکُ و لا یوصَف به آن مقام که باید فقط نظاره کنم فقط تو از پس مدح خودت برآمدهای خودت بگو که تو را با چه استعاره کنم؟ کسی اِبا نکند دیگر از گناه اگر به یک اشارهی در محشرت، اشاره کنم بگیر جانِ مرا ای فَمَن یَمُت یَرَنی فراق را مگر از این طریق، چاره کنم اگر به مأذنه راهم دهند جای اذان من از تو گویم و آشوب در مناره کنم تا نگویی یا علی رونق نگیرد هیچ کار لافَتی الّا علی لا سیف الّا ذوالفقار
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.