
متن مداحی
هر شب باید، مجنونت شم لیلا کیه، لیلا تویی، قربونت شم بی رمقی و بی حالی ای بیکفن ای تشنه لب ای یارالی خورده به هم نظم تنت خسته شدن اما هنوز میزدنت --- این ارثیه رسید به گودال قتلگاه زینب به سر زنان، وسط این همه سپاه با چادر لگد شده، تنها و بی پناه میکرد سر بریدن آقای خود، نگاه او پای بوسهای ز گلو تازیانه خورد تا دست زیر بدن پاره پاره برد فریاد زد حسین، چرا نامرتبی شک دارم ای عزیز، تو سالار زینبی دستهایش را که در دستش گرفت، آرام شد تازه انگاری دلش راضی به این اسلام شد دستهایش را گرفت و رو به مردم کرد و گفت مؤمنین، یک لحظه اینجا، یک تبسم کردو گفت خوب میدانید، در دستانم اینک دست کیست نام او عشق است، آری میشناسیدش، علیست من اگر بر جنگجویان عرب، غالب شدم با مددهای علی ابن ابیطالب، شدم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.