
متن مداحی
هرچند نیمه جان تو مسیحاتری هنوز پیچیده ای به خویش و معماتری هنوز جز با زبان اشک تکلم نمیکنی لب بسته ای ز صحبت و گویا تری هنوز با این پر شکسته زمینی نمیشوی در آسمان تو از همه بالاتری هنوز میچرخد آسیاب همه از دو چشم تو روزی رسان مردم رسواتری هنوز سائل رسید از در و نان تورا گرفت بر اهل شهر از همه آقاتری هنوز پیش علی سفارش تابوت داده ای یعنی برای مرگ مهیا تری هنوز رویش سیاه آنکه رخت را کبود کرد میدید چون که زهره ی زهراتری هنوز با ضرب دست نور نگاه تورا گرفت با این وجود از همه بیناتری هنوز گرچه تورا به مسخره گیرند اهل شهر غصه مخور که باز مُبَرا تری هنوز شکر خدا بلند شدی کار میکنی نسبت به روز قبل سراپا تری هنوز از دست و روی و پهلوی تو لاله میدمد با زخم های باز شکوفاتری هنوز
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.