
متن مداحی
هرچه شد بین در و دیوار شد ریشه ی سرنیزه ها مسمار شد دیشب از سینه ی من تا به سحر خون می ریخت زان نماز شب بنشسته به جا آوردم باشد عیان بزرگی و آزاده ای ولی باور نمی کنم که تویی زینب علی پرواز کی بجز مدد بال و پر شود زینب کجا بدون حسینش سفر رود
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.