
متن مداحی
خوش آن روزی که ما در خانه مادر داشتیم دیده از رخسار دیدارش منوَّر ساختیم هر کسی جسم عزیزش روز بردارد ولی ما که جسم مادر خود را به شب برداشتیم ****** مادرم دلشکسته میخوابید با سر نیمه بسته میخوابید اکثراً هم نشسته میخوابید دلم خونه فضّه، پریشونه فضّه میدونم که مادر نمیمونه فضّه الهی بمونه که خیلی جوونه یعنی میشه من رو روو زانوش بشونه یعنی میشه دیگه سرش رو نبنده یعنی میشه بازم ببینم میخنده یعنی میشه دستی که روضهش غلافه دوباره بتونه موهامو ببافه؟ بذار تا سرم رو روی پاش بذارم بذار فضّه مرهم روی خوش بذارم یه زخم روو بازو، یه زخم روو گونه ولی زخم پهلوش دلم رو سوزونده یه پهلو که انگار بهش نیزه خورده یه نیزه که با خود داداشم رو بُرده ****** گریه نکن تو که گریه میکنی میمیرم گریه نکن غمت از دنیا کرده سیرم درد و ناله واسه من شب و کابوس واسه تو بیکسی غصّهی من غم ناموس واسه تو یه دل خون واسه من خون رو دیوار واسه تو آتیش در واسه من داغ مسمار واسه تو ******* دگر ندارم من به زندگی میلی فضّه نگاهم کن، عوض شدم خیلی سه ماهه با دردام، هر طوری بود ساختم خودم تو آیینه، خودم رو نشناختم سخته برام از خدا دیگه شفامو نمیخوام من دیگه از پسِ کارای خودم برنمیام فضّه ببخش که سه ماهه با تو بوده زحمتام من دیگه از پسِ کارای خودم برنمیام ******** بد زدنت، جلو چشای حسنت ناحلةَ الجسم شدی و چیزی نموند از بدنت من ایستاده بودم، دیدم که در افتاد حسن ناله میزد، بابا! مادر افتاد تو افتاده بودی، در هم روی بازو دیدم هر کی رَد شد، لگد زد به پهلو ******* وضعی درست شد که به یک زن احتیاج شد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.