
متن مداحی
هر کسی رو به تو آورد جهان آرام شد مورد مرحمت انسیه الحورا شد کودکی بودم و با اسم تومانوس شد پای عشق به سویدای دل من وا شد هر که نوکر به کسی گشت همان نوکر ماند هر کسی نوکر دربار تو شد آقا شد در زدن بر در هر خانه دری واز نشد جز در خانه ی تو در نزده در وا شد ریزه خواران سر سفرهی تو شاهان اند آرزومند گدایی درت موسی شد پسر مریم اگر جان بدهد بی جان را هر دمی از نفست بازدم عیسی شد تو نگاهم نکنی در بر مردم هیچم نگهت عزت دنیای من و عقبا شد عاشقی را که تو تایید کنی محرم توست همچون سلمان که به دربار شما مهمان شد سین هزنهای تو همه در رتبه سلطان است این مقامی است که با دست علی امضا شد گریه کردن به شما روزی هر چشمی نیست این متاییاست که درعالم ذر اهدا شد مولای من روزی اشک منو در غم خود افزون کن همچنان قطره که از لطف شما دریا شد هیچ کس از لب خشکیدهی تو نه نشنید نظر لطف شما شامل نوکرها شد عشاق چو به درگه معشوق رو کنند با آب دیدگان تن خود شست شو کنند قربان عاشقی که شهیدان کوی عشق در روز حشر رتبهی او آرزو کنند عباس نامدار که شاهان روزگار از خاک کوی او طلب آبرو کنند سقای آب بود لب تشنه جان سپرد میخوست آب کوثرش اندر گلو کند بی دست ماند و داد خدا دست خود به او آنان که منکرند بگو رو به ور کنند گر دست او نه دست خدایی است پس چرا از شاه تا گدا همه رو سوی او کنند درگاه او چه قبلهی ارباب حاجت است باب الحوائجش همه جا گفت و گو کند
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.