
متن مداحی
هر روز سر بر زانوی غم، گریه کردم بر اشرف اولاد آدم، گریه کردم در خانهها منبر به منبر روضه خواندم در کوچهها پرچم به پرچم، گریه کردم من سالهای سال قبل از خنجر شمر بر ضرب تیغ ابن ملجم، گریه کردم کوه گناهی را خدا میبخشد از مه وقتی به قدر بال شبنم، گریه کردم چه عالمی دارند در این روضه در این اشک در عالمی فوق دو عالم، گریه کردم تا نوحهخوان دم داد ای اهل حرم را با مشک پاره پاره آندم، گریه کردم بر آن هزار و نهصد و پنجاه زخمش دیدم فقط اشک است مرحم، گریه کردم بر عضو عضو پیکر از هم جدایش واجب واجد در محرم، گریه کردم عزیزم حسین، عزیزم عزیزم حسین تشنهام تشنهام ولی آب گوارایم نیست بین این قوم کسی تشنه آقایم نیست هیچکس نیست که مشغول تماشایم نیست نفس آخر و جانی به سر و پایم نیست منکه شرمندهام ای تشنه به اندازه شهر چشم به راه توام بر سر دروازه شهر یک نفر بودم و یک شهر مرا زخم زدند یک زن اما همه با رسم وفا زخم زدند بیکسم دیده ولی در همه جا زخم زدند سنگ آورده و از بام و هوا زخم زدند وای اگر یک نفر اینجا تک و تنها گردد آنقدر داغ ببیند چقدش تا گردد بعد از آن دشنه و سر نیزه محیا گردد آنقدر زخم زنندش که معما گردد بر سرم آمده و باز همان خواهد شد وای بر من که سرت سهم سنان خواهد شد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.