
متن مداحی
هر زخمِ تو را لعلِ بلا میبوسید سرنیزه جدا، عصا جدا میبوسید چون دایهی مهربانتر از مادر بود خنجر که گلوی عشق را میبوسید ای دایهی مهربانتر از مادر ای خنجر، ای خنجر کم بوسه بزن به روی این حنجر ای خنجر، ای خنجر لبتشنه نشه حسینِ من بیسر ای خنجر، ای خنجر حاضره آبو رو زمین بریزه ولی بهت آب نداده باشه نمیتونه ببینه رو تنِ تو همین یه پیرهن ساده باشه ای کاش لبِ خشک تو بیتاب نبود چشمای ترِ رقیّه بیخواب نبود دیدم لب خشک تو رو گفتم حسین: ای کاش که مهریهی من آب نبود آه ای حسین! بمیره برات مادرت حسین چی اومد تو گودال سرت حسین آه ای حسین! بمیره برات مادرت حسین شکسته شد انگشترت حسین حسین، حسین... ای مهریهی مادریِ ارباب آه ای آب، آه ای آب افتاده عزیز فاطمه بیتاب آه ای آب، آه ای آب مَرکبها شدن تو کربلا سیراب آه ای آب، آه ای آب بگذرم از سنانِ بیمروّت آدم که هر روضهای رو نمیگه از بس تو رو زدن که توی گودال یه نیزهی سالم نمونده دیگه ای کاش تمام ماجرا اینها بود ای کاش تمام روضه عاشورا بود این روضه برای مُردن ما کافیست در بزم شراب زینبت تنها بود آه ای حسین! من از شام و کوفه نگم برات بمیرم برای مخدّرات چقدر خنده کردن به دخترات بمیرم برای دلت حسین...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.