
متن مداحی
هر نفس شعلهای از سوختنت میآید آه چون آتش سرخ از دهنت میآید وای اگر زخم زبان بسته دهان باز کند بوی خون است که از پیرهنت میآید این صدا خشخش یک آینهی خرد شدهاست زینبت گفت: صدا از بدنت میآید حرف همسایه دروغ است، نَه لاغر نشدی این لباسی که خریدم به تنت میآید گوشوارهای که گرفتیم بینداز به گوش دارد از کوچهی خلوت حسنت میآید دومی خواسته از من به عیادت برسد پاشو کدبانوی من، راهزنت میآید دست من بسته که شد بین شلوغی قنفذ طعنه زد، فاطمه: خیبر شکنت میآید با من از میخ کج و محسن شش ماهه نگو فضه اینجاست بگو همسخنت میآید شب شد و تشنه لبت خیره به در داد کشید نالهی کشتهی دور از وطنت میآید وقت غسل تو علی دست ز دنیایش شست این چه خونیاست که روی کفنت میآید؟
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.