
متن مداحی
هر چند بی تو غصه هست و نیست شادی از یادت اما با صفاتر نیست یادی شادی وصلی هست حتما بعد از اینکه درسینه ام درد فراقت را نهادی آقا به یاد صبح موعودت میافتم با جلوه ی خورشید از هر بامدادی گستاخی این چند خط درد دلم را بگذار روی جهل روی بی سوادی هر بار که میخوانمت من حتم دارم که حرف این آلوده راهم گوش دادی نام تو را میخوانم و میدانم آقا هست از سر من این سعادت هم زیادی تو مهربانی تو کریمی تو جوادی باب الحوائج هستی و باب المرادی ما میهمان خانه ات هستیم امشب ای مرثیه خوان مصیبت های هادی بود سرمایه ام مهر و ولای حضرت هادی همه هستی من بادا فدای حضرت هادی به یاد سامرا مرغ دلم پر میکشد زیرا بود در سر مرا شور و هوای حضرت هادی به پیش صاحبان تاج کی محتاج میگردن هر آن کو گشته در عالم گدای حضرت هادی سرافراز است همچون سر آن آزاده ای کز شوق نهاده پای خود را جای پای حضرت هادی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.