
متن مداحی
هر چند که به قصد شهادت مرا زدند تا گم شود مسیر سعادت مرا زدند از کوچههای کینهی دیرینه آمدند با عقده از مرام سیادت مرا زدند جاماندگان قافلهی عصر جاهلی دیوانهوار از سر عادت مرا زدند با عِلم اینکه کعبهی آمال من علیست در طوف کعبه وقت عبادت مرا زدند با این که خسته بودم و بیمار و داغدار همسایهها بهجای عیادت مرا زدند بعضی برای دلخوشیِ دخترانشان با تازیانههای حسادت مرا زدند من بار شیشه داشتم اما شکسته شد از بس که بیاَمان و به شدت مرا زدند
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.