
متن مداحی
هر کس حال روزتو بدونه گریه میکنه مرد همونه که برات زنونه گریه میکنه یه سال و نیمه زینبت شبونه گریه میکنه تا می بینه لباستو تو خونه گریه میکنه هیچ کس بهاندازه ی من باهات خاطره نداشت هیچ کی به اندازهی تو برام دلهره نداشت طاقت کهنه خنجر و رگ حنجرت نداشت صدام میزدی ولی صدات جوهره نداشت نشد به جای مادرم برا تو مادری کنم حسین من نذاشت که شمر برای تو خواهری کنم تو رفتی و مسیر من به کوچههای شام خورد زینبتو چقدر حرف تو مجلس حرام خورد هر دفعه که دلم برات میگیره حسین پا میشمو نگاه به این لباس میکنم یه سال و نیمه واسهی لب خشک تو خواب می بینم به شمر التماس میکنم همین که اومدی بابا دیگه حرف از کنیزی نیست این اشکا از سر شوقه کبودیم از مریضی نیست نبین از نفس افتادم ما را ببر کنار خودت جان مادرت ما را به اشتباه شبی کربلا ببر
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.