
متن مداحی
هزاران سالِ نوری راهِ درکِ ماست تا زهرا خدا حق داشت فرماید وَ ما اَدراکَ مَاالزهرا مَلالش نیست از برزخ، خیالی نیست از دوزخ هر آن که کار و بارِ او، گِرِه خوردَهست با زهرا (اگر دَستاس میچرخاند درفکرِ من و تو بود) ۲ مُراقب بوده از اوّل به آب و نانِ ما زهرا وَ ما منظورِ او بودیم و ما همسایهاش بودیم اگر قبل از خودش کرده به همسایه دعا زهرا یهودی را پَرِ چادرسیاهِ او مسلمان کرد برای بچههای خود چهها کرده چهها زهرا به ما آموخت پیروز است هرکس فاطمی باشد به ما آموخت جان دادن به پای مُقتَدا زهرا چهل سال است میبینیم لُطفِ مادریش را نمیسازد رَها مارا در این آشوبها زهرا خودش اَصلِ ولایت بود و درپای ولایت سوخت نزن که بَرنخواهد داشت دست از مرتضیٰ، زهرا مُغَیره از نَفَس افتاد و قُنفُذ هم نَفَس میزد علی را حفظ کرد امّا به زیرِ دست و پا زهرا (زمین افتاد امّا هیچکَس یاری نکرد او را) ۲ حواسش هست بعد از آن زمینافتاده را زهرا **** چی میشه تو حَرَمت روضهی زهرا بخونم یادی از غریبیِ علیِ مرتضیٰ کنم **** وای مادر، حال و روزم داغونه وای مادر، توی چشمام بارونه وای مادر، غَمَمو کی میدونه؟
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.