
متن مداحی
هزار و نهصد و پنجاه زخم روی تنش چقدر نیزه شکسته نشسته بر بدنش به طعنه گفت سنان در کنار پیکر او: شفا گرفته مَگر میبَرید پیرُهنش **** شلوغه گودال و یه تشنه لب تنها ۲ گرفته بوی خون سرتاسر صحرا انگار ته گودال بهپا شده محشر این پسر زهراست بسوزی ای دنیا **** یکی داره پیرهنو میدزده پیرُهن که نه کفن میدزده یکی داره با کهنه خنجر سرو از بدن میدزده **** به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من تنش تو گودال موند اما سرو بردن هم زیورآلات و هم معجرو بردن چشم طمع از اون که برنداشتن باز بریدن انگشت و انگشترو بردن روی خاک بدنش یا مظلوم پیش زینب زدنش یا مظلوم بمیره عالم برا شاهی که بوریا شد کفنش یا مظلوم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.