
متن مداحی
هفتاد و دو مستانهی نوشیده از آن جام هفتاد و دو حاجیِ کمر بسته به اِحرام در حالِ طواف و همگی غرق نمازند با ذکر حسین از پی تکبیرةُ الاحرام هفتاد و دو طنّاز زمین خورده به یک ناز هفتاد و دو شهباز، پر از هیبتِ پرواز چون زخم زند تیغِ بلا پیکرشان را گویند که زخمِ دگرت هست بزن باز هفتاد و دو سربازِ سرافرازِ دلاور هفتاد و دو سردارِ سر آوردهی بیسر گفتند که یک سر نَبُود در خورت ای شاه ای کاش مرا بود به تن، صد سرِ دیگر هفتاد و دو مجنون به لیلی شده عاقل هفتاد و دو فرهاد، به شیرین شده واصل هیهات که جان گیرد از آنها مَلَکُالموت جان دستِ حسین است، نه بازیچهی قاتل هفتاد و دو پروانهیِ پروانه از آتش هفتاد و دو استادِ کمانگیریِ آرش با غمزهی مردافکنش از پای فِتادند خندید حسین و همگی مَحوِ جمالش خندهکنان میرود روزِ جزا در بهشت هر که به دنیا کند گریه برای حسین
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.