
متن مداحی
همه رفتند و من جاماندم ای دوست ز بخت بد به دنیا ماندم ای دوست چرا رفتی مرا با خود نبردی ببین بعد تو، تنها ماندم ای دوست لباس تو در آغوشم برادر صدایت مانده در گوشم برادر تو ماندی بیکفن در خاک صحرا چگونه من کفن پوشم برادر مرا کابوس، شمشیر و تن تو تماشای به غارت بردن تو تو را سر نیزهها بردند و مانده برای من فقط پیراهن تو سراسر نیزه میبینم به خوابم سر و سرنیزه میبینم به خوابم نمیخوابم اگر یکدم برادر تو را بر نیزه میبینم به خوابم دلم هرروز پای نیزه میرفت که خونت در گلوی نیزه میرفت چه میشد مثل سرهای شهیدان سر من هم به روی نیزه میرفت
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.