
متن مداحی
همه شادند، دخترت گریان همه خوابند، دخترت بیدار بابا خیلی امروز مردم این شهر دادنم با نگاهشان آزار دخترت را ببر به همراهت خسته از دست روزگار شده یا که تشخیص تو شده مشکل یا دو چشم رقیه تار شده گر به دور سرت نمیگردم پر پرواز من شکسته شده مثل سابق زبان نمیریزم آخه دو سه دندان من شکسته شده حالا اومدی، حالا که دیگه رقیه افتاده از پا اومدی حالا که بار سفر بستم از این دنیا اومدی عمو عباسو نیاوردی، چرا تنها اومدی حالا اومدی، خوابن حالا که تموم دخترای شام اومدی گفت بابا به جای ناز کشیدن، کشید مویم را ای همان که بعد عمو شیر شد، دلاور شد گفت بابا تمام راه به ما نان خشک میدادند ز بس که دختر تو روزه داشت، لاغر شد گفت بابا تنور خانه، گمانم هنوز روشن بود وگرنه موی تو باید بلندتر بود حسین ... از اونی که سر تورو رو نیزه بست بدم میاد از اون که دندون تورو با سنگ شکست روی قبرم بنویسید که دور از وطنم جای سنم بنویسید که پیر از محنم بنویسید که غساله مرا غسل نداد بنویسید شبیه پدرم بیکفنم بی کفن دفن شدم، ای پدر بی کفنم آی حسین ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.