
متن مداحی
همه میگن گریه نکن، اما می خوام زار بزنم همه میگن آروم بگیر، ولی دیگه نمیتونم غروبا، همه میگن غروب اون کوچه رو از یاد ببرم اما نمیشه پیش چشمای منه برا همیشه منو آتیش میزنه، برا همیشه کسی نمی ودونه من میدونم که میون کوچه، پیش چشام، مادرم، مادرم کسی نمیبینه من میبینم تو کابوس شبا، بغض صدام، مادرم، مادرم *** چی بگم از اون شبی، که میمیرم بخاطرش مادرم منو گرفت، زیر پناه چادرش فقط اینو یادمه صدای یک سیلی تو کوچهها پیچید مثل یه فریاد، دوتا گوشواره رو خاک کوچه افتاد دیگه راه خونمونو بردم از یاد اگه بخوره باز روی زمین کسی که بدنش زخمی باشه، مادرم، مادرم صورتی که هنوز داغ آتیش روی کبودی گونههاشه، مادرم، مادرم *** مادرم از اون به بعد، تا نگا میکنه به من میگه این راز بزرگ بین من و تو یا حسن من میگم به مادرم، الهی من فدای غربتت بشم یاس کبودم، کاشکی من با تو، تو اون کوچه نبودم مگه آروم میشه آتیش وجودم میون قفسش بستریه مریضی که دیگه جون نداره، مادرم، مادرم داره میسوزونه چشمامونو اون دردایی که درمون نداره، مادرم، مادرم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.