
متن مداحی
همین که اومدی بابا، دیگه حرف از کنیزی نیست این اشکا از سر شوقه کبودیم از مریضی نیست نبین از نفس افتادم اینم خوب میشه چیزی نیست خوبم خوبم فقط یکم سر و صورت من ریخته به هم خوبم خوبم با یه شونه تر و تازه میشه موی سرم بدون دخترت دیگه جایی نری منم باید بیام پدری دختری خرابه خیلی تاریکه چقدر سرده هوا اینجا من و عمه تو این فکریم میای پایین از اون بالا به حال و روزمن از نی بیا گریه کن بابا خوبم خوبم فقط یه کم سر و صورتم ریخته بهم خوبم خوبم با یه شونه تر و تازه میشه موی سرم چیزی نیست که فقط یکم پهلو به پهلو شدنم سخت شده چیزی نیست که فقط یکم نفس کشیدنم سخت شده اینقدر موهام نکش آخه چی میخوای از جون من با دست سنگینت میام سیلی به صورت من نزن بابا حسین گل سر داشتم گرفتن دزدیدن یه معجر داشتم یه کم سوخت یکم ریخت همه دیدن النگو داشتم گرفتن دزدیدن چقدر مو داشتم یکم سوخت یکم ریخت همه دیدن گرفتارم بابا من از چرخ فلک خوردم تنم کوفته است ترک خوردم حسابش رفت از دستم چقدر از زجر کتک خوردم خودم می دیدم سنان حرف بد می زد خودم دیدم سنان هی لگد میزد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.