
متن مداحی
هم دست تو افتاده است از کار مادر هم کار این خانه شده بسیار مادر روزت شبیه نیمی از روی تو شد شب از بس که دیدی روز و شب آزار مادر طوری گلاب چشم تو پاشیده بر در که از خجالت سرخ شد دیوار مادر در خون نشستی سیل خونین راه افتاد از چشم های حیدر کرار مادر تنها خدا تنها پدر تنها تو هستی تنها تر از تنهاترین سردار مادر در خواب دیشب از لب محسن شنیدم رازی که پنهان کردی از مسمار مادر با درد سر با درد گردن با درد پهلو هر شب نشستی تا سحر بیدار مادر میسوزد از هُرم تنت لبهای زینب می بوسَمَت این روزها هر بار مادر حالا که بابا رفته بیرون جان بابا یک لحظه این پوشیه را بردار مادر تنها نه سقف خانه میدانم پس از تو دنیا شود روی سرم آوار مادر مادر از پای این بستر رسیدم پای مقتل دیدم که سالارم شده بی یار مادر آن دم که دیدم شمر را بر صدر گودال شد بند قلبم پاره چشمم تار مادر ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.