
متن مداحی
هم نا ندارم، هم بس که دنبالت دویدم پا ندارم با این همه زخم، دست کمی از مادرت زهرا ندارم تنها نشستم حتی به قول دختران بابا ندارم داری میآیی باید که چادر سر کنم اما ندارم شرمنده بابا غیر از خرابه من برایت جا ندارم یا عمه یا تو یا آرزوی مرگ دارم یا ندارم امادلت قرصیک لحظه همترس ازحرامیها ندارم دیدی خمیدم اینقدر سیلی زد که جایی را ندیدم بعد از تو بابا با دامن آتش گرفته میدویدم من مثل عمه وقتی که قاتل میبرید و میبریدم باخندهمیگفت با دستخودازپشتسر، سررابریدم جای تو خالی با حرمله با شمر چه زجری کشیدم رنگین کمانم بازو کبود و روی زرد و مو سفیدم کنج خرابه خوابیده بودم با لگد از جا پریدم بازار شام و حرف کنیزی و نمیگویم چه دیدم قربان لبهات من پیر چوب خیزرانی یزیدم آماده هستم عمه حلالم کن که دیگر سر رسیدم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.