
متن مداحی
هنرِ عشق به تصویر کشیده آهی دلِ ما را به حریم تو نموده راهی نوکر خانۀ تو عارفِ بالله شود علی اکبر بشود جُونِ سیاهی گاهی نوکرت پیر که شد دلبریاش بیشتر است ماجرایی شده این قصۀ خاطرخواهی زلفِ خود پهن نمودی و شکارم کردی به هدایت برسد، صید تو از گمراهی خاطرم نیست چه شد دل به تو دادم آقا بی سر و پا چو منی در ره تو شد راهی درد دل کردنِ با تو چهقَدَر میچسبد چون کریمی و زِ احوالِ گدا آگاهی خون من نذر نگاهت لَک لبّیک حسین شاهِ عاشق کُشی و حضرت ثارالهی چه کسی فکر غلام است به غیرِ ارباب پسر فاطمه، این بی سر و پا را دریاب ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.