
متن مداحی
هیئتی شدم خادم و مدّاح شدم تو راه درست اسیر بیراه شدم مردم خوششون میومد از اعمالم سرمست چهار تا طیبالله شدم همش حواسم بقیهست خودت کجای نوکریمی؟ پذیرفتی همینم از من چقدر تو آقا و کریمی چقدر کریمی شرمندهم! صاحب روضه محضرت صدامو بالا بردم شرمندهم! ای لب تشنه وسط هیئت تو آب خوردم شرمندهم، شرمندهم! (سیّدنا الغریب ابیعبدالله، ابیعبدالله، ابیعبدالله)... **** دیدم توی بیکسی پناهم بودی تو امید روزای سیاهم بودی هر موقع نیومدم به هیئت و حرم هر ثانیه تو چشم به راهم بودی تو مهربونترین کسی که تو زندگیم دیدم حسین جان بهترین اتفاق افتاد ضریحو بوسیدم حسین جان دوست دارم وقت مرگم شبیه غلام سیاهت باشم دوست دارم من هم روزی بتونم شهیدِ راهت باشم (سیّدنا الغریب ابیعبدالله، ابیعبدالله، ابیعبدالله)...
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.