
متن مداحی
بیزِره وارث شیر جملو صف شکنم مادرم نجمه نوشتهست به روی کفنم من حسینی شدۀ دست امام حسنم توی نوجوونی پیر دِیرم یه تنه عابسَمو حُرُّ زهیرم حسنیام آره عاقبت به خیرم روی لبهای منه چه اّحلی من عسلی قاسم رو صدا کنید، یابنَ حسین ابن علی عمو حسین عمو حسین، عمو حسین عمو حسین پدری کردی برام خیلی بدهکار توأم اگه پاهام به رکابم برسه یار توأم افتخارم اینه شاگرد علمدار توأم منو جنگِ با اّزرق شامی نمیمونه جای هیچ حرفو کلامی یا حسین ابن علی اّنت امامی پیروزی تا به ابد با اولاد علیه وقت جنگم رو لبم ذکر ناب علیه عمو حسین عمو حسین، عمو حسین عمو حسین لب من خشکهو چشمای تو بارونی شده آخر حجِو قاسم تو قربونی شده همه سُم مرکبا ببین دیگه خونی شده عظشو چشمای تر من مثل مجتبی میسوزه جگر من توی چنگ قاتلِ موی سر من میرم اما میدونم که بعد از رفتن من آخرین یار توئه عبدالله ابن حسن عمو حسین عمو حسین، عمو حسین عمو حسین ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.