
متن مداحی
واوِیلا علی رو بُردن واوِیلا پسرمو کُشتن... چه روزگاریه خدای من چرا اینا نمیدونن به صاحبعزا تسلیّت میگن خونشو نمیسوزونن آتیش آتیش، اُفتاده به جونِ خونه بَچّهم بَچّهم، داغش به دلم میمونه آسمون گرفته باز بارونگرفته شیرِخدا زبونگرفته وایِ من و، وایِ من و، وایِ من میخِ در و سینهی زهرای من واوِیلا علی رو بُردن واوِیلا پسرمو کُشتن... واوِیلا به خدا بُریدم واویلا مادرِ شهیدم آخه چرا با هیزُم و آتیش برای ملاقات اومدن؟ تا فهمیدن که پُشتِ دَر منم همه به در لَگد زدن رَحمی رَحمی، خیلی آخه بیپناهم اِیوای اِیوای، خونهم شده قتلگاهم آتیش آتیش، اُفتاده به جونِ خونه بَچّهم بَچّهم، داغش به دلم میمونه خونه شُعلهزاره میخِ دَر خونمیباره علی تو کوچه روضه داره در وسطِ کوچه تو را میزدن کاش به جای تو مرا میزدن واوِیلا مُردن آرزومه واوِیلا کارم تمومه بِینِ کوچه با تازیونهها حُرمَتِ منو شکستن پیشِ چشمای بچههای من دستِ باباشونو بستن چشمام چشمام، از دودِ آتیش میسوزه زینب زینب، چشماشو به دَر میدوزه کربلا، مدینه، قاتلی با کینه رو سینهی حسینِ میشینه زمزمهی حسین حسین گواه است واوِیلا واوِیلا فاطمه در گودیِ قتلگاه است واوِیلا واوِیلا حسین حسین...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.