
متن مداحی
وای زهرای من زهرای من این تویی زرد و خسته ماه پهلو شکسته اشکم و در میاری با نماز نشسته این منم مات و مبهوت خیلی شرمندم از روت راه که میری میفهمم داره میلرزه زانوت دست به زانو بگیری چه سخته دست به بازو بگیری چه سخته پیش من رو بگیری چه سخته وای زهرای من زهرای من هر چی که درد سر شد بین دیوار و در شد هیزم اوردن اتیش بی هوا شعله ور شد سمت در حمله کردن بی خبر حمله کردن تو فقط بودی و من چل نفر حمله کردن خون مادر بسوزه چه سخته در با پیکر بسوزه چه سخته طفل با مادر بسوزه چه سخته وای زهرای من زهرای من گریه هامو می بینی حرف بزن کَلِّمینی آرزو دارم الان پاشی پیشم بشینی تلخ دنیا به کامم کو جواب سلامم بس که افتادم از پا وا شد از سر عمامم پارچه ای روت ببینم چه سخته زخم به پهلوت ببینم چه سخته شستن زخم بازوت چه سخته وای زهرای من زهرای من
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.