
متن مداحی
وای، مادرم غم از آسمون می باره بلا بی امون می باره از در خونه تا مسجد رو خاک کوچه خون می باره در خونه ی ما چه غوغاست خدایا مثل این که دعواست چرا همه دارن میخندن چرا طناب به دست باباست مادر خوبم روی خاکا چرا زیر دست و پاهاست (وای، مادرم) 3 با نامردا در افتاده دیگه از کمر افتاده گل تو کوچس اما غنچش تو آتیشای در افتاده جلوی چشم حیدر افتاد میدیدمش که با در افتاد حرومیا که حمله کردن در خونه رو مادر افتاد فضه می دونه چقدآتیش به پر معجر افتاد (وای، مادرم) 3 تو مسجد قیامت کرده خداییش که خیلی مرده تنها رفته بود و حالا داره با بابا بر میگرده وقتی رفت صداش میلرزید تموم دست و پاش میلرزید یه حال و روزی داشت به ولله که تن بچه هاش میلرزید طوری غضب کرد توی مسجد که ستوناش میلرزید (وای، مادرم) 3
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.