
متن مداحی
وای میباره دوباره اَشکِ دیدهها رسیدهاند مسافران کربلا خیمهها شده به پا خون روان زِ دیدهها میزند شَرر به دل خاکِ سرخِ کربلا وای شده تیره باز دوباره آسمون علی اکبر که باز میده اَذُن همهی حَرم سوارِ مرکبَن همه پهلونا دورِ زینبَن وای یه عَلَم رو دوشه ساقیِ حرم، الهی نیوفته هیچ وقت این عَلَم میشونه رقیهرو رو زانوهاش داره قصه میگه باز عمو براش کاش نیاد اون روزی که زیرِ دست و پا رو زمین بیوفته شاهِ سَر جدا نشه خیمهها اسیرِ بیحیا نشینه آتیش به رویِ معجرها آه از این غم و بلا از زمینِ کربلا از غمِ اسیری و رأسِ روی نیزهها حسین منو میشناسی؟منم غلام سیات اومدم دوباره بینِ نوکرات میدونم که روسیاهام و بَدم ولی باز به عشقِ روضهات اومدم پیرهنِ سیاه تنم، شالِ غم به گردنم فاطگه دعاگومِ، وقتی سینه میزنم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.