
متن مداحی
وعده، دروازهی عرش پشتِ پرچین، بهشت دیدم آن بالاها خانهای زیبا بود خانهی زیبای حیدر و زهرا بود از تبسّم لبریز، از محبّت سرشار بانویی بیمانند، همسری بیتکرار خانه سر تا سرش، نبض امید منظّم میزد زندگی جریان داشت، زندگی فاطمه بود زندگانی جان داشت یا زهرا یا علی... خانه، سجّادهی یکپارچه بود گرمِ تسبیح خدا، دختران با حیدر پسران با زهرا، ذکرها میگفتند مرتضی میفرمود دَم به دَم یا فاطر فاطمه میفرمود پشت هم یا عالی غم در آن خانه نبود، ذرّهای مثقالی مردِ مردان حیدر، فاتح خندق و خیبر آنکه هم ستونِ دین است، هم عمود توحید رفت با ظرف سفالینِ انار، پیش اُمُّ الحسنین لرزش دست علی را دیدم، آری از ترس نبود بسکه دلدادهی زهراست و دلباختهاش دست او میلرزید هر دو خرّم خرسند، عشق آنها جاوید یا زهرا یا علی... هیزم و دود نبود آن حوالی نفس و نعرهی نمرود نبود خار در باغ نبود در اگر میخی داشت، میخ آن داغ نبود کوچه باریک نبود، روز تاریک نبود فاطمه چهره نمیپوشانید از علی در خانه شمع مولا بود و فاطمه پروانه راستی ای مردم، گرچه در روز جزا همگان حیرانند کنج این خانهی دنج، شیعیان مهمانند یا زهرا یا علی...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.