
متن مداحی
وقتی آهِت توی سینه سد میشه برای دلِ تو خیلی بد میشه چادر مادر تو لگد کنند به خدا غرورتم لگد میکنند به خدا دلی که ناامید میشه خوشیاش یه دفعه ناپدید میشه یکی دست رو مادرت بلند کنه یه روزه همه موهات سپید میشه فاطمه جان حالا هر اتفاقی که بود گذشت منم و یه جیگر سوخته و طشت جیگرم تو کوچه سوخت اون روزیکه مادرم با دست دنبالم میگشت ********** خوشی ز عمر ندیده خدا نگهدارت صنوبری که خمیده خدا نگهدارت قراره بعدیِ ما کربلا زمان غروب ********* مادرش آمده گودال مچرخان بدنش استخوان های گلویش زِ قفا ریزد *************
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.