
متن مداحی
وقتی از بغض هوای دور و برم سنگین است شبنمِ اشک به مُژگان ترم سنگین است میکشم منّت زهری که به دادم برسد آنقدر سایۀ غربت به سرم سنگین است سینۀ طشت تحمل نکند حق دارد آنقدر روضۀ داغِ جگرم سنگین است محنت و داغِ چهل سال چنان پیرم کرد کولۀ آه به وقت سفرم سنگین است دوستانم همه از من بدشان میآید طعنۀ قنفذ و صبع پدرم سنگین است نگذارید چنین حسرت مُردن بکشم من بدانم به خدا درد سرم سنگین است جگرم مثل فدک ریخته صد تکه شده سینهام را نفس پر شررم سنگین است مثل مادر که به کوچه دهنش خونی شد چقدر خوب دهان حسنش سنگین است *** شب و روزم شده با غم سپری راحت نیست و چهل سال فقط خون جگری راحت نیست گیر افتادنِ در آتش و لجبازی میخ دیدن روسری شعلهوری راحت نیست تاولِ گونۀ انسیۀ حورا ای وای به خدا سوختن موی سری راحت نیست با داس و تبر رو به سوی یاس کبود دیدن حملۀ سیصد نفری راحت نیست مادرِ زخمیِ از پنجۀ یک گلۀ گرگ زنده از معرکه بیرون ببری راحت نیست چادری پاره و سیلی و لگد پی در پی دیدن صحنه برای پسری راحت نیست کوچۀ تنگ چه کابوس بدی ساخت مرا هر شب از خواب به گریه بپری راحت نیست مادرم که به زمین خورد به کوچه مُردم بعد چهل سال اگر زهرِ هلاهل خوردم ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.