
متن مداحی
وقتی از خاک تو شفا برسد گر نگاهی کنی چهها برسد رحمت واسعه بغل وا کن تا غریبه به آشنا برسد ما ز دست فراق خسته شدیم یک نفر هم به داد ما برسد لحظهٔ احتضار منتظریم قدمت روی چشم ما برسد ای که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد دست ما را بگیر تا بلکه پای ما هم به کربلا برسد کربلای همه، دستته خانوم سه ساله هر جا که به پرچمت نگاهت افتاد، حرم رقیهست تنها حرمی که روضهخون نمیخواد، حرم رقیهست اومدم زیارتت با گریه، با زاری تو هنوزم وسط بازاری ** خیلی روضه نخونده داری، آی خانوم سلام خانوم، ایتها صدیقه الشهیده گنبدتم من موهات سفیده، آی خانوم شب سوم همه جا بوی جگر سوخته میاد بوی پر سوخته میاد صدای گریه کردنه یه دختر سوخته میاد آه رقیه خاتون از اون شبی که گم شدی توی بیابون هرجا که اسم تو میاد میگیره بارون با دست کوچیکت یه کاری کن برامون غم تو میده عذابم، خرابه رفتی خرابم یه شب تو راحت نخوابیدی چجوری من بخوابم شب سوم همه جا عاشقا بهونهگیر میشن سیدا سر به زیر میشن خیلی از سینهزنا با روضهی تو پیر میشن آه رقیه خاتون از اون شبی که زدنت ابرا میبارن نذر غم تو زائرات با گریه دارن عروسک و لباس و گوشواره میارن چه آتشی به فلک زد، زجر به زخمت نمک زد تا گفتی از دوریِ بابا چقدر تو رو کتک زد شب سوم همه جا صحبت پهلوی توئه حرف النگوی توئه غمی که ما رو میکُشه سوختگی موی توئه آه رقیه خاتون بعد عمو به جونت افتادن بمیرم دخترای شامی تو رو زدن بمیرم میگن تو رو بازی نمیدن بمیرم پاشو که وقت نمازه، با خونِ زخمای تازه دیر اومد اما رسید بابا به تشییعِ جنازه بعد دوری از تو تنها گریه شد کارم، پدر روضهی بیوقفه هم در حال تکرارم، پدر من چه شبهایی که پای نیزهات خوابم نبرد از خیالت ترد با تو بیدارم، پدر میتوانی سر روی پاهام بگذاری خودت نا ندارم تا تو را از تشت بردارم، پدر تکتک آمار زخم صورتت دست من است این چنین آموختم تا خوب بشمارم، پدر این اواخر راه میافتم شبیه مادرت هر زمان بیدار میشوم دنبال دیوارم، پدر عاشق بازار رفتن با تو بودم نه سنان تو ندیدی با چه وضعی برده بازارم، پدر زجر میخوابید و پا میشد کتک میزد مرا هیچ تفریحی ندارد غیر آزارم، پدر شمر پرتم میکند، خولی مرا هُل میدهد بین مشتی پَست فترت گرفتارم پدر نفسم میمونه تو گلوم منو میکشن از سر مو منو میکشه میگه نگاه این داداش علیه، این عمو بزنم میری سمت کدوم نمیگفتی مگه کو عمو مثلا بزنم چی میشه بسه گریه و زاری تموم بشکنه دستت که معجر برنداری مطمئنم تو یکی دختر نداری بابا، بابا، بابا... منو از تو جدا کرده ای خدا مرگش بده خولی عجب شری به پا کرده تا خودش خسته شده واسه کتک شمرو صدا کرده منو راحت نمیزاره، همش میگه با فریاد چرا پیشت نمیاد اگه بابات دوست داره منو راحت نمیزاره، امون از تازیانش اینم بابا نشونش، ببین بازوم ورم داره ای بابا، ای بابا... خیال کن اون دستای سنگین اصلا به صورت دخترتم نخورده یه لگدی به پهلوهام خورده که اون لگدو مادرتم نخورده ای بابا حکایتی شده مویم ** منو بغل کن با خودت ببر که دیگه اسیر دست مردم نشم یه کاری کرده زجر تا که زندهام قول میدم دیگه هیچ موقع گم نشم پدر یک ساعتی با شمر بود و من چهل منزل به من حق میدهد حالم شبیه محتضر باشه تمامش سوخت غارت گشت، دست اینو آن افتاد والا موی دختر بچه باید تا کمر باشد حسین... سینهات جای سرم بود، خرابش کردند سینهام جای سرت بود، خرابش کردند صورتم جای بوسهات بود، کبابش کردند
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.