
متن مداحی
وقتی بهارِ فاطمه غیر از خزان نداشت یعنی لیاقتِ نفَسَش را جهان نداشت آیاتِ یُطعِمونَ طَعامی نداشتیم آری تنور خانهی او گر که نان نداشت آن روز اگر که فاطمه سینهسپَر نبود امروز نیز نام علی را اذان نداشت دست از حمایت از ولی خویش برنداشت با اینکه دست فاطمه دیگر رمق نداشت ای مدینه، بعد پیمبر چه شد تو را؟ زهرا درون خانهی خود هم امان نداشت حیدر بدون فاطمه از دست میرود این حرف عاشقانه دگر امتحان نداشت .... مرگ من از فشار در و دیوار خانه نیست این غصه میکُشد که غریب است شوهرم ... تا نظر بر در و دیوار کنم یاد از آن سینه و مسمار کنم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.