
متن مداحی
وقتی به قتلگاه بدنت ناپدید شد بابا نگاه عمه کمی نا امید شد با دست باد روسری ام رفت و بعد از آن مویم اسیر پنجه ی دستی پلیدی شد بابا ز مشت شان دهنم درد می کند تا سرفه می کنم بدنم درد می کند از کوچه های سیلی من هر چه بگذرد در خانه های غصه ی آن سینه میدهد بابا ببین خرابه نشینم حزین شدم بابا ببین جسارت این قوم بی خرد هر شب سوال می کنم از عمه با شگفت انگشت لاغرت ز چه در خواب می پرد گوید هنوز شکه آنم که ساربان انگشتری به همره انگشت میبرد آن روز بد که هر که ز جسمش عبور کرد هر نیزه ای به گونه ای عرض حضور کرد باز هر کوچه و بازار شده وادی ماتم شده غرق تماشا پر از گریه ی نم وزیده است دوباره همه جا عطر محرم بساط غم و اندوه شده باز فراهم بیاید همه سینه زنان گریه کنان واهمه خوان همه شور بگید همه اشک بریزید بخوانیم از آن عشق مجسم از آن روح مکرم که در بین غم و اندوه شده عرصه ی عالم چه شوری است چه حالی است چه احساس زلالی است بیاید که از سفره ارباب از این سفره ی پر برکت و پر خیر همه رزق بگیریم که دست همه خالی است و این عطر شبیه پر و بالی است که تا یک دل و یک رنگ همه بال بگیرید و ببینید شبیه همه ی جان به مغان حرمدتوست شهیدان و دلیران ره عشق برایش که جانم به فدایش و احرام ببندیم که باشیم همه معتکف ماه عزایش چرا که به خدا حضرت ارباب تجلی صفات است و هم جلوه ی ذات است حراج برکات است شفیع عرسات است قتیل العبرات است مسیر الکبرات است وکشتی نجات است واشک غم او آب حیات است و لب تشنه ی لب هایش در آن ظهر عطش دوش غم خشک فرات است شهیدی که کفن پوش ز روز عبرات است و اما خود ارباب قبا است دلم منتظر برگ برات است که دلتنگ غبار حرم عتبات است همان جا که شب جمعه پر از عطر دل انگیز بهشت است همان مرقد حضرت که فرش حرمش بال فرشته است عجب کرب و بلاست عجب بوی حرم عطر خدایی است عجب صحن و سرایی است که یک سمت حرم قبر حبیب است و یک سمت پر از نفعه ی سیب است عجب حس ملیحی است همین دور و حوالی ببین که چه ضریحی است هماه مرقد شش گوشه مولاس همان قله ی دل است و یا عرش معلی است همان مدفن ارباب دو عالم عزیز دل خاتم امید دل زهرا که او علت هر شیون و شین است و خورشید ترین نور دو عین است حسین است حسین است حسین است شبی که ریخت و خدا در سبوی جانم می چو تاج رفت و به اعماق استخوانم می از سواحل می آید کسی است ساقی تم که می دهد به من و جان به دوستانم می دکان باده فروشان همیشه دایر باد که دادهاند و همیشه به رایگانم می طهارتم تو بخواهی و از سبو بدهی هزار بار و بریز بردهانم می به ذکر اشهدان حسین ثارالله هزار میکده مینوشد از زبانم می مرا زگریه بگیری مثل طفل ازشیر که بوده روز تولد روز اذانم می هزار روح مقدس غلام چشم حسین چو ریخت از بصرش در دل و زبانم می به کربلا نرسیدی کم از رسیدن نیست اگر رسیده شوم باده ام بماند می به پیر میکده سوگند هر چه خواهد خورد به دست ساغر خورشید تا توانم می بر مشامم می رسد هر لحظه بوی(کربلا)۲ بر دلم ترسم بماند آرزو ی (کربلا)۲ تشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.