
متن مداحی
وقتی مادرت تو چنگ خطره هیچکسم نیست و تو تنها سپری حاضری تو لحظهی خون و خطر جون بدی و جون اونو بخری بهخدا هر کاری کردم نزنه نمیشد ضربهی آخرو گرفت دستش از روی سرم گذشت و بعد کوچه بوی خون مادرو گرفت حالا یک عمره دارم دق میکنم حسرتم همون دَم آخریه من تو بچگی یه عمر پیر شدم بعد از اون میگن حسن مادریه **** اگر میتوانی بمانی بمان عزیرم تو خیلی جوانی بمان تو هم مثل من نیمهجانی بمان زمینگیرِ من آسمانی بمان اگر راه دارد میشود میتوانی بمان
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.