
متن مداحی
وقتی نماز نافله ات بی قیام شد روز علی سیاه تر از هر چه شام شد بر پای بستر تو نشستم به التماس پیوسته گشته آهم و اشکم مدام شد شرمنده میکنی که سر انگشتهای تو با خستگی رفیقِ تب گریه هام شد این موژه های سوخته که میزنی به هم بانوی دل شکسته جوابِ سلام شد با تو چه کردهاند که این روزهای تلخ حتی نظر به روی تو بر من حرام شد از لابلای ریشه ی این دستمال سر پیداست ماه چهره ی تو لاله نام شد مامور صبر بودم و دیدم که هستی ام پامالِ خشمِ دوزخیِ بی مرام شد شنیده ای که علیِ غریبِ تو در شهر خود به خانه نشینی بنام شد برخیز و پای مرگ به این خانه وا مکن تابوت قاتل من و این بچه هام شد آخر جوان خانه ی من رفتنی شدی یعنی تمام دلخوشی من تمام شد
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.