
متن مداحی
وقتی که یادت نیستم بی اعتبارم وقتی به تو ایمان ندارم، بی قرارم الحقُّ و الانصاف کم فکر تو هستم از بس که بر این نفس وامانده دچارم شاید که از چشم تو افتادم که این طور دیگر زمان معصیت بیاختیارم یابن الحسن، با غفلتم سرمایهام سوخت رحمی نما، آتش گرفته کولهبارم باشد بزن اما دگر رو برمگردان شرمندهام من از گناه بیشمارم دیدی پشیمانم، به آغوشم کشیدی دیدم غریق رحمت پروردگارم گرچه برایت نوکر خوبی نبودم با این همه جدّ شما را دوست دارم من که نشد یک بار پیش تو نشینم شاید زمان روضه بنشینی کنارم رو به برادر، خواهری با گریه میگفت: با رفتنت آتش زدی بر روزگارم ایکاش میشد بوسه از رویت بگیرم قاری قرآنم، عزیزم، نی سوارم ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.