
متن مداحی
وقت خداحافظی رسیده میبینی کار روزگارو؟ میری و تو این بیابون دست کی میسپاری ما هارو؟ بعد بابا تو بودی که همیشه میموندی پیشم داری میری حس میکنم بازم دارم یتیم میشم دردم فقط این نیست چطور از کربلا برم به شام فکر سفر با حرمله خوابو گرفته از چشام (اونکه اینجوری میخنده فردا دستامو میبنده)۲ (داری میری یکم آرومتر دارم میمیرم بیقرارم)۲ (کاشکی میزاشتی قبل رفتن انگشترت رو در بیارم)۲ زیر گلوتو میبوسم اما دلم غرق خونه این بوسهها باعث میشه جسم تو رو برگردونه پیراهن کهنه بپوش باشه نشونی تو تنت تا توی گودال بچهها با این نشون بشناسنت (ترسم اینه دم رفتن آخر غارت بشه پیرهن)۲ (واویلتا واویلتا)۴ بوسیده نیزهای سرت رو خنجر بوسیده پیکرت رو (نوبت به من رسید میبوسم رگهای سرخ حنجرت رو)۲ (بیش از هزار بار زدنت بیش از هزار بار افتادم)۲ هر دفعه هم افتاد سرت تو کوچه بازار افتادم هر بار سرت رو میبینم یادم میافته ماجرا با خنجری که تیز نبود هی ضربه میزد از قفا هر بار بالا میرفت خنجر صدبار ناله میزد مادر (واویلتا واویلتا)۴
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.