
متن مداحی
وقت نفس کشیدنم ندادند یکی دو تا نیستن که زیادن به جون خونهی علی افتادن مقتل مینویسه دور و بر مادرم شلوغه ایشاءالله که دروغه محسن و کُشتند خیلی سخت میبینه دیگه چشماش بیفروغه ایشاءالله که دروغه کار زنونه شد فضه رو صدا کرد به علی نگفت مادرم حیا کرد میخ در چیکار با یه پا به ماه کرد وای از دل علی وای از دل علی با دست پُر به خونه تا رسیدن خونه رو با اهلش آتیش کشیدن فاطمه میسوخت اونا میخندیدن مقتل مینویسه ساقههای یاس و بد شکستن ایشاءالله که دروغه با اینکه میدیدن زهرا پشت در بود در رو با لگد شکستن ایشاءالله که دروغه آه کشیدنی، روز من سیاه شد دست رو دست میزد محسنم فدا شد وای از دل علی وای از دل علی
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.