
متن مداحی
وقت پرواز آسمان شده بود گوئیا آخر جهان شده بود کعبه میرفت در دلِ محراب لحظهی گریهی اذان شده بود کوفه لبریز از مصیبت بود باد در کوچه نوحهخوان شده بود شور اُفتاده در دل زینب(س) پیِ بابا دلش روان شده بود در و دیوار التماسش کرد در و دیوار مهربان شده بود شوق دیدارِ حضرت زهرا در نگاه علی عیان شده بود سایهای شوم پشتِ هر دیوار در کمینِ علی نهان شده بود ناگهان آسمان ترک برداشت فرقِ خورشید خون فشان شده بود خار در چشم و تیغ بین گلو زخم، مهمان استخوان شده بود در نجف سینه بیقرار از عشق گفت "لا یمکن الفرار" از عشق *** شاعر: حمیدرضا برقعی
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.