
متن مداحی
پاشو ای مؤذنِ، کرب و بلا اذون بگو تا یه کم آروم بشه، دلِ بابام اذون بگو منتظره اذونتن، فرشته های آسمون اما گرفته پسرم، راهِ گلوتو لخته خون از دَمِ خیمه، خودم رو زانو کشیدم من تا کنار تو، خمیده خمیده رسیدم من تک تک از باغ، گل زخم تو بوسه چیدم من ای جوون لیلا جیگرم تیر می کشه، بلند شو پاره جگرم چی آوردن به سرت، ریخته تنت دور و برم گرگای این صحرا بدند، به یوسف زهرا زدند عصای پیریِ منو، جلوی چشام شکسته اند عطر پیرهنت، گرفته گلم دامن صحرا ارباً اربا شد، تن تو زیر پنجه ی گرگا کاشکی تو این حال، نبینه تو رو مادرت لیلا ای جوون لیلا نیزه ها به روی پیکرت علی صف کشیدن خنده های کوفیا، امون ما رو بریدن سویی نمونده تو چشام، شده خمیده کمرم با مدد هاشمیا، تو رو به خیمه می برم غرق درد و غم، شده بعد تو قلب تب دارم از روی خاکا، برای این که جسمت رو بردارم از توی خیمه، عبای پیمبر رو میارم ای جوون لیلا
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.