
متن مداحی
پاشو با من حرف بزن پاشو دلم گرفته پاشو بهار خونه مون پاشو دلم گرفته رو چرا از من می گیری تو خونه محرمم این دنیا برام زندونه نرو خانومم بدون من حرف رفتن و دیگه نزن میدونم چی شد که زدنت پیش حسن نفس زدی تو پشت در دلم هراسونت شد صدا زدی تو فزه رو دلم پریشونت شد یادمه تو آتیشای در افتادی یادمه وقتی تو با سر افتادی حلالم کن و بیا بمون روی صورتت مونده نشون چرا خون از این پهلوی تو میشه روون نرو خانومم بدون من حرف رفتن و دیگه نزن میدونم چی شد که زدنت پیش حسن رو به آسمون نگات روبراه روز آخره قد هزار تا آسمون بغض گلوی حیدره اگه بری تو از خونه سنگ صبور من چاهه بدون بدون تو عزیزم روز و شب علی سیاهه دست من تو دستات بود که بی هوا تو پر گرفتی دردات و با علی نگفتی بهونه سفر گرفتی هوای خونه غم باره دلم همیشه اشوبه هنوز دلم میلرزه وقتی یکی میاد در و میکوبه دفتر خاطره هام رو لوح دیوار و دره هر کلمه هر حرفش من و به کوچه می بره خاطره هات یه اتیشه که هر ورق سوخته شده با اشک غم های تو پلکام به میخ در دوخته شده دست من تو دستات بود که بازوی تو رو شکستن داغت و رو دلم گذاشتن به پای مرگ تو نشستن از این زمونه دلگیرم از عمر و بودنم سیرم اخر یه روز میاد که زهرا میون روضه هات بمیرم هوای خونه غم باره دلم همیشه اشوبه هنوز دلم میلرزه وقتی یکی میاد در و میکوبه مدینه زهرا اگه که خونه ما نمی سوخت دیگه خیمه های حسین روز عاشورا نمی سوخت غروب روز عاشورا دخترمون چه پیر میشه به دست نامحرما ای دلتو کربلا اسیر میشه میپرسه رقیه که چرا بدون هیچ دلیلی میرسه هر کسی که از راه میزنه عمه رو یه سیلی ببین دلم پر از آهه چقدر تا کربلا راهه قرار بعدی من و تو توی گودال قتلگاهه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.