
متن مداحی
پاییز تیره روزیمان را بهار کن بر مُلک ما دوباره صفا برقرار کن نان را به نرخ عزّت مردم فروختند فکری به حال مردم این روزگار کن من هرچه گفتم از بدیِ حال و روزمان آقای من تو ضرب در هزار کن هستم غلام ساده و ارباب من تویی بر من بد است اینکه بگویم چه کار کن آنان که خون ملّت ما را مکیدهاند اصلا نصیب گردنشان ذوالفقار کن
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.