
متن مداحی
پدر جانم بیا ای جان جانانم رخ تو ماه تابانم بیا تا که بیندازم به پای تو سرو جانم ندارد جوهره دیگر صدای سرد من ای عشق سوزانم ولی با شوق دیدار تو چون شمع فروزانم اگر امشب نیایی دیدنم تا صبح فردا ای پدر زنده نمی مانم سر سر نیزه ها دیدم سرت بابا به قربان دو چشمان ترت بابا چه شد با پیکرت بابا به دست ساربان دیدم شبی انگشترت بابا بخوان قرآن فدای لهجه ی خونین و داغ حنجرت بابا ببین زخم فراغ و ضربه ی شلاق چه کرده با وجود دخترت بابا به نیزه چون سرت می رفت و می آمد تمام دشت و صحرا کوفه و شام بلا پر می شد از آواز زهرا مادرت بابا به قربانت پدر جانم بیا دیگر ز راه ای آن که می رفتی به قربانم پدر جانم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.